تبليغاتX
نور الانوار

دوستان خوبم سلام . عیدالزهراء و سالروز امامت حضرت ولی عصر بقیة الله ارواحنالتراب مقدمه الفداه را خدمت همگی شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم .

همه شما محبین عدالت حقیقی و خاندان پاک رسول الله صلی الله علیه و اله ، حضرت ابولولو رحمة الله علیه را میشناسید و شرح فیض عظمای ایشان را شنیده اید .  

او از بزرگان مسلمين و مجاهدين بلكه از خالص ترين پيروان اميرالمومنين (عليه السلام) است . 

ابو لولو به عمر( لعنت الله عليه) نوشت : جزاي كسي كه عصيان مولايش كند و ملك مولايش را غصب كند و خانم مولايش را بزند چيست ؟ پس عمر (لعنت الله عليه) نوشت : بدرستي كه قتل چنين كسي واجب است . وقتي ابولولو مواجه با او شد تا او را به هلاكت برساند به او فرمود: چرا عصيان مولا اميرالمومنين (عليه السلام) كردي. آنگاه ضربه هايي پي در پي به پيكر نحس عمر وارد مي كرد و او را لعن مي نمود و براي فضل حضرت ابولولو همين قدر كافي است كه نفرين حضرت زهرا (سلام الله عليها) به عمر (لعنت الله عليه) در موقعي كه ورقه فدك را پاره نمود , به دست ابولولو اجرا شد .

حضرت علی(عليه السلام) به عمر(لعنت الله عليه) فرمود: "سيقتلك ابولولو توفيقاً يدخل به و الله الجنان علي الرغم منك" . خواهد كشت تو را ابولولو در حالي كه اين توفيق را خداوند تبارك و تعالي به او داده . به خدا قسم وارد بهشت خواهد شد بر خلاف ميل تو . (ارشاد القلوب ديلمي ج 2 ص 285).

فقال اميرالمومنين (عليه السلام)) : فيقتلك توفيقاً و يدخل بذلك الجنةعلي رغم منك . (مشارق الانوار ص 79).

احمد بن اسحاق قمي در فضيلت 9 ربيع الاول نقل كرد كه حذيفه گفت: پس خداوند تبارك و تعالي مستجاب فرمود دعاي مولاتي فاطمه (صلواة الله عليها) را بر آن منافق به دست قاتل او(رحمة الله عليه) . (بحار ج 31 ص122 به بعد).

بیشتر از یکسال است که این حرم نورانی را پلمب کرده اند چون عربستان سعودی به ایران اعتراض کرد که شیعیان عربستان به این منطقه از کاشان می ایند تا قاتل خلیفه دوم مسلمین یعنی عمر (لعنت الله علیه) را ببینند. و این مسئله که برای قاتل عمر ارامگاه ساخته شده و مردم زیادی به انجا می روند خاندان ال سعود را بشدت عصبانی کرده بود حال یا به زبان تهدید، قطع روابط یا به زبان دادن امتیاز برای حجاج ایرانی و..... به همین جهت بارگاه مطهر بزرگ مرد تاریخ جهان در کاشان بخاطر اعتراض عربستان سعودی پلمب شده است .

 

 پ.ن۱: مطالب دیگه ای هم نوشته بودم که فعلا سانسور شد . این ادامه ریشه های  شجره خبیثه است که حضرت بقیه الله انشالله کلمح البصر او هو اقرب ، به کوری چشم دشمنان تشریف میاورد و آنرا در روزی که( لا ینفع ایمانها لم تکن امنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا) , از بیخ و بن برمیکند .

 

نوشته شده توسط علوی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 21:28 | لینک ثابت |

واکنش انسان در مقابل دنیا مانند ماشینی است که در سراشیبی تندی افتاده و اگر ترمز نکند هرآن خطر سقوط به ته دره او را تهدید میکند . دنیا جای ماندن نیست . محل قرار و آرامش نیست . بلکه مانند پل (قنطره) است که ما را از عالم ذر به عالم برزخ متصل میکند . دنیا جلسه رسمی و جدی برای امتحان است . برای درک بهتر این مطلب توجه شما عزیزانم را به مکاشفه علمی که حضرت آیت الله سید حسن ابطحی (دامت برکاته) در کتاب شریف " درمحضر استاد" نوشته اند جلب میکنم :

او مى گفت :
روز عـاشـورائى كـه بـر حـضرت "سيّدالشّهداء" (عليه السّلام ) من زياد گريه كرده بودم ، چشمهايم در اثر گريه قرمز شده و مى سوخت ، براى استراحت چند لحظه چشمهايم را روى هم گـذاشتم تا شايد سوزشش كمتر شود، در آن حال كه شايد به خواب رفته بودم و يا حالت مكاشفه اى دست داده بود مى ديدم من در تالار بسيار بسيار بزرگى به نام دنيا روى صندلى نشسته ام و تمام مردم دنيا هم روى صندليهائى نشسته اند و مى خواهند امتحان بدهند.
اوراق امتحانى بين آنها تقسيم شد، آنها بايد اينجا آنچه را كه در عالم ارواح ياد گرفته و در "عـالم ذر" مـيـثـاق بـسـتـه انـد امـتحان بدهند يعنى آنها بايد آزمايش بشوند كه آيا به كمالات انـسـانـى پـاى بـنـد هـسـتـنـد يـا خـيـر؟ اعـتـقـاداتـشـان چـگـونـه اسـت ؟ اعمال و رفتارشان كه از روحيّاتشان منشاء گرفته چگونه است ؟ وفاداريشان نسبت به خدا و مربّيان و معلّمينشان چگونه است ؟

امّا با كمال تاءسّف اكثر شاگردان اين جلسه امتحان ، بر خلاف تمام جلسات امتحانات ديگر ابدا به فكر كسب امتياز و خوب از امتحان بيرون آمدن نبودند و اكثرا مات و مبهوت در نقّاشيهاى ديـوارهـاى جـلسـه امـتـحان بودند و بالاخره اكثرا حواسشان پرت بود، مثلا در زمان ما كه سر جلسه امتحان حدود چهار ميليارد شاگرد نشسته بودند سه ميليارد آنها حتّى معلّمين خود را كه در عـالم ارواح بـا آنـهـا سـروكـار داشـتـند و دو هزار سال همه روزه آنها را سر كلاسها مى ديدند فراموش كرده بودند
و به آنها اعتقاد نداشتند و بيشتر تعليمات آنها را از ياد برده بودند و اگر مقدارى از آنها را هم بلد بودند به نام معلّمين ديگر و شناخت خودشان تصوّر مى كردند.
يـك مـيـليـارد ديـگـر از چهار ميليارد كه به اصطلاح معتقد به معلّم اكبر حضرت "خاتم انبياء" (صـلى اللّه عـليـه و آله ) و قـرآن بـودنـد اكـثر آنها باز سائر معلّمين و مفسّرين قرآن را نمى شناختند و قرآن را طبق راى خود تفسير مى كردند و اكثرا منحرف مى شدند.
در اين بين جمعيّت بسيار بسيار كمى بودند كه معلّم حاضر زمان خود يعنى حضرت "بقيّة اللّه " روحـى فـداه را مـى شـنـاخـتند و باز از ميان اين جمعيّت بسيار كم ، كمتر كسى بود كه با آن حضرت ارتباط داشت و او را مى ديد و از راهنمائيهاى او استفاده مى كرد، اين استاد بزرگ ، خود را از انظار عموم مخفى كرده بود تا آنها بهتر امتحان بدهند و بهتر شناخته شوند.
مردم دنيا اكثرا فراموش كرده بودند و بلكه به خواب رفته بودند و نمى دانستند كه براى امتحان ، در اين جلسه حاضر شده اند، ولى معلّمين آنها مرتّب به وسيله بلندگوها و اعلاميه ها آنـهـا را از خـواب غـفـلت مـى خـواستند بيدارشان كنند، كه متاءسّفانه اكثر آنها تا آخر جلسه امتحان از آن نسيان و فراموشى بيرون نيامدند.مـن پـس از ديدن اين مكاشفه به حقيقت دنيا پى بردم و تصميم گرفتم كه شش دانگ حواسم را به موادّ امتحانى بدهم .

نوشته شده توسط علوی در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 18:12 | لینک ثابت |

او اعـتـقـاد داشت كه انسان هيچ گاه در كمالات متوقّف نمى شود و چون روح او بى نهايت باقى اسـت بـايـد بـى نـهـايت هم كمالات داشته باشد. در اثر عبادت و مخالفت با نفس ، آئينه تمام نـمـاى صـفـات و اسـمـاى پـروردگار مى شود. چشم و گوش او مظهر خداى سميع و بصير مى گردد. آن وقت زبان او به سخن خداى كريم متكلّم است .
دوسـتـى مـى گفت :روزى در شهر رى (حضرت عبدالعظيم (عليه السلام )) ما جمعى بوديم كه در خدمت مرحوم حاج ملاّ آقاجان قصد داشتيم گوشه خلوتى را انتخاب كنيم و از محضر او استفاده نمائيم پس از تحقيق ، حرم حضرت امامزاده طاهر كه در گوشه صحن حضرت عبدالعظيم (عليه السّلام ) است انتخاب نموديم ، او نشسته بود و ما هم دور او نشسته بوديم ، براى ما از كلمات حـضـرت مـوسـى بـن جـعـفـر (عـليـه السـّلام ) دربـاره كـيـفـيـّت تـرقـّيـات روح و عـقـل سـخـن مـى گـفـت ، من حالم منقلب شده بود سرم را روى زانويم گذاشته بودم و قطعا به خـواب نـرفته بودم ولى در عين حال ديدم حضرت موسى بن جعفر (عليه السّلام ) در كنار حرم ايـسـتـاده انـد و آنـچـه حـاج مـلاّ آقاجان براى ما مى گويد آن حضرت به او تلقين مى فرمايد.
وقتى سرم را برداشتم حضرت موسى بن جعفر (عليه السّلام ) را نديدم ولى مى ديدم كه حاج ملاّ آقاجان به همان محلّى كه امام ايستاده بودند نگاه مى كند و براى ما حرف مى زند.
دوبـاره سـرم را روى زانـويـم گـذاشـتـم بـاز هـم امـام (عليه السّلام ) را ديدم كه به حاج ملاّ آقـاجـان مـطالب را تلقين مى كنند و او همان كلمات را مى گويد. اين موضوع چند مرتبه تكرار شـد وقـتـى مـجـلس تـمـام شد و از حرم امامزاده بيرون رفتيم خواستم مشاهده خود را به حاج ملاّ آقاجان بگويم ديدم قبل از آنكه من حرف بزنم اين شعر را خواند:
در پـس آيـنـه طـوطـى صـفـتـم داشـتـه اسـت -----آنـچـه اسـتـاد ازل گفت بگو مى گويم

به نقل از کتاب پرواز روح تالیف جناب آقای استاد دکتر سید حسن ابطحی (حفظه الله من سوء)

ای ماه من ,

 در تاریکی شب و در غیبت خورشید ,

      تنها نیرویی که قوت برای زندگی و حیات در دنیا میداد ,

                                            نور آرامش دهنده و روشنائی بخش شما بود .

                                 آیا خورشید و ماه اینک با هم غایب شده اند ؟! چطور ممکن است؟

شاید پاسخ این باشد ... در بین الطلوعین (که شما همیشه به بیدار بودن در آن موقع سفارش میکنید),

همه جا روشن است بدون اینکه خورشید و یا ماه دیده شوند .

پس باید در این بین الطلوعین صبح ظهور نیز بیدار باشیم تا بتوانیم ماه چارده را با خورشید چهاردهم که در کنار هم ظاهر میشوند و متجلّی میگردند ببینیم . فکانَ قابَ قوسین او ادنی

نوشته شده توسط علوی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 20:25 | لینک ثابت |

آغاز ماه ربیع الاول را خدمت همه شما دوستان عزیزم تبریک عرض میکنم .

در سفری که استاد عزیزم < حضرت آیت الله حاج سید حسن ابطحی > از زیارت عتبات عالیات بازگشتند فرمودند من برای شما سوغات معنوی آورده ام . سوغات مادی را نهایتا در همین دنیا میشود استفاده کرد اما سوغات معنوی هم برای دنیایتان مفید است و هم برای آخرت . سپس فرمودند :

اگر در راه تزکیه نفس جدی باشید خدا و ملائکه بر شما صلوات میفرستند .  حتی اگر طبق برنامه , صدقاتی را برای امور خیریه و ترویج نامه مقدس حضرت ولی عصر خرج کنید , بدانید که خدا و ائمه اطهار بر شما صلوات میفرستند و در اثر این صلوات , روحتان آرام میشود . سکونت پیدا میکنید و غم و غصه ها از شما دور میشود . در قرآن خدایتعالی میفرماید :

" خُذمِن اموالهم صدقَه تطهرهُم و تزکیهم بها وصَلِ علیهم ان صلوتک سکنٌ لهم" ای پیغمبر از اینها صدقه بگیر تا بوسیله این صدقه ها آنها را از گناهان گذشته پاک و نفسشان را تزکیه کنی و برآنها صلوات بفرست , که صلوات آنها مایه آرامش تو خواهد شد. همچنین در آیه ای دیگر فرموده :

"ولنبولنکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات وبشرالصابرین الذین اذااصابتهم مصیبه قالوا انالله واناالیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه واولئک هم المهتدون" . شما را باترس و گرسنگی و خسارتهای مالی و جانی و زراعتی آزمایش میکنیم و بشارت بده به آنها که جسور و پرتحملند و دراثر فشارها عقب نشینی نمیکنند چون بیدارند و شخص بیدار عقب نشینی نمیکند و میگوید اینها چیزی نیست همه اش مال خداست و خود ما هم مال خدائیم و به سوی خدا برمیگردیم , آنها غصه ای ندارد . سپس صلوات خدا و رحمت خاص پروردگار بر آنها نازل میشود , خدا دست آنها را گرفته و در راه راست قرارشان داده و دلهایشان هدایت الهی را پذیرفته است .

اگر استقامت داشته باشید و در آزمایشاتی که بر شما انجام میشود صبور و پرتحمل باشید , خدا بر شما صلوات میفرستد و راه را از چاه تشخیص میدهید . آنقدر این صلوات که پیامبر و ائمه و اولیاء آنها بر سالک الی الله میفرستند در او آرامش به وجود میاورد که اگر همه دنیا به او فحش بگویند , برایش فرقی نمیکند.

گاهی من به یاد مرحوم شیخ بهائی میافتم که آمدند به او گفتند : فلانی غیبتت را کرد . فرمود : خیلی خوب و رفت یک طبق برداشت و هرچه میتوانست میوه و شیرینی در آن چید و آنرا برای همان کسی که غیبت او را کرده بود فرستاد ؛ او گفت این چیه ؟ فرستاده گرفت : جناب شیخ برای تو فرستاده اند و گفتند که ما خیلی از شما متشکریم , چون خوبی ها و اعمال حسنه زیادی برای ما فرستادی ما هم در مقابل بیشتر از این نتوانستیم کاری انجام بدهیم .خوب این خوشحالی دارد . دنیائی که اینقدر پست است بالاخره تمام میشود , هرچه به شما فحش بدهند و در راه خدا به شما زخم زبان بزنند , بار اعمال حسنه شما بیشتر میشود .

 پس برای رسیدن به تمام سعادتها

خدا را جدی بگیرید

امام زمانتان را جدی بگیرید

و در دینتان جدی باشید

حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای نعمتی و محبوب دلم جناب آقای استاد دکتر سید حسن ابطحی

نوشته شده توسط علوی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 21:51 | لینک ثابت |

آقاجان یا بقیه الله هرشب با خودم تقویم انتظار شما را ورق میزنم آهی میکشم که یک روز دیگر را بدون شما گذراندیم . صدای هرکسی را شنیدیم اما صدای شما را نشنیدیم . هرکسی را دیدیم اما روی مبارک شما را ندیدیم . آقاجان من سگ در خانه شما هستم و غیر از خانه صاحبم جائی را بلد نیستم . اگر رَدّم کنید بازهم همین جا میایم . هرچند جانم بقربانت شما خودت فرموده ای این خانه تعلق به دوستانم دارد ؛ پس مرا به این خانه زنجیر کن تا هرگز غفلت نکنم و از کنارت دور نشوم . یابقیه الله به خدا این سگ شما مریض است . درد میکشد . سینه اش از آتش صفات رذیله میسوزد . اگر هم کاری خلاف توقع شما از او سر میزند بخاطر همین مریضی اش است . والا بنده شماست . او را قبول کنید و برای خودتان تربیتش کنید .

یا بقیه الله از خدا ظهورتان را میخواهم اما نه برای خودم ! میدانم شما چقدر میخواستید در همان زمان آغاز امامت وظیفه الهی که بر دوشتان بود یعنی برقراری عدالت روی زمین را انجام دهید اما بخاطر ما مردم , بداء پشت بداء جاری شد و تا این لحظه منتظر هستید . من آرزو دارم شما ظهور کنید تا بتوانید آنچه محبوبتان خواسته را به انجام برسانید و خوشحال شوید . همانطور که سیدالشهداء که فرمود : الهی رضا برضائک تسلیما لامرک لا معبود سواک" . و از خوشحالی انجام امر الهی در ظهر عاشورا صورتش هرلحظه برافروخته تر میگردید.

یا بقیه الله آیا تاریخ برای شما تکراری میشود ؟ آیا مصائب اجدادتان برای شما رنگ میبازد ؟ نه هرگز . صدای ناله مادرتان فاطمه زهراء پشت در خانه که تنها هیجده سال آنهم با اشّد مصائب در این دنیا زندگی فرمود در گوشتان طنین انداز است . هنوز خاک از زمین بلند است بخاطر ریسمانی که بگردن امیرالمومنین انداختند و ایشان را روی زمین میکشیدند تا بیعت بگیرند . خون سیدالشهداء را به همان تازگی و داغی حس میکنید که در روز عاشورا از بدن مبارکش جاری شد . شما آنها را به همان وضوح لحظه اول که اتفاق افتاده اند میبینید . چقدر برای شما سخت است که این همه داغ داشته باشید . چقدر سخت است هزارو صد و هفتاد و چهار سال منتظرید تا  بشر را به سعادت برسانید . چقدر صحنه ها از اذیت و آزارهایی که به دوستانتان شده جلوی چشمان مبارکتان است . چقدر به فکر دوستانتان هستید . ای کاش دوستانتان هم گوش شنوای صدای شما را داشتند . صدایی که هر لحظه میگوید من تو را دوست دارم . خدا برای اینکه تو سعادتمند شوی مرا به این دنیا فرستاده . من به اذن خدا به تو روزی میدهم . به اذن خدا به تو نفس و سلامتی میدهم . این من هستم که به اذن الله هرچه بخواهی به تو میدهم . تو برای خدا با من باش .  محبت مرا داشته باش و به حرفم گوش کن . من برای تو چه کم گذاشته ام ؟

یابقیه الله از استادم همان عاشق شیفته دلباخته شما شنیده ام اگر به لیاقت باشد هیچکس لیاقت ملاقات با امام زمان را ندارد حتی سلمان . ولی اگر به بزرگواری آقا باشد حتی به سنگی هم ممکنست این لیاقت را بدهد . وقتی برای ملاقات ظاهری با شما هیچکس لایق نیست چطور ممکنست به همین تزکیه نفس نصفه نیمه پر از حواس پرتی و غفلتهای مکرر دلخوش کنیم و آن دنیا اینها را به شما تحویل دهیم ؟ شما اگر بخواهید کسی را عزیز کنید او عزیز میشود . اما چکار کنیم که آن دنیا با رویی خجل در پیشگاه شما حاضر نشویم ؟ خدایا تو شاهد باش من اقرار میکنم اسما از اهل تزکیه نفس هستم اما در باطن هیچ چیزی که لایق محضر شما باشد ندارم .  آقاجان از ما نخواه که هم در این دنیا فراق بکشیم هم در آن دنیا . در این دنیا نه پیغمبرمان را دیدیم نه امامانمان نه شما را. بگذریم از داغی که دو سال است بر سینه مان گذاشته اند و در مملکت شما به اسم شما با دوستانتان چه ها کردند .

یابقیه الله این دنیای دنی و پست به که وفا کرده که ما انتظار وفا از آن بکشیم ؟

آقاجان شنیده ایم دیگر هیچ یار و یاوری همانند  یاوران حضرت سیدالشهداء که در روز عاشورا در رکابش جنگیدند یافت نمیشوند مگر یاران شما . اگر کسی در رکاب شما شهید شود حقیقتا رستگار است . آیا میشود با محبتت اینگونه ما را از دنیا ببری تا آینه تمام نمای شما در صفات باشیم ؟ هیهات ، در نزد شخص کریم چه میتوانیم ببریم که شرمنده نشویم ؟!

یابقیه الله به شما تعهد میدهیم تزکیه نفس را محور زندگی خویش قرار دهیم , و با جدیت هر چه تمامتر به آن عمل کنیم . شما ما را لایق وصال خود فرمائید . تو کَرَم نما و فرود آ              که خانه , خانه توست

عجل الله فرجک و سهل مخرجک و العن اعدائک

نوشته شده توسط علوی در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 22:22 | لینک ثابت |

 

شهادت مظلومانه نفس الله , غریب الغرباء , حضرت علی بن موسی الرضا ( علیه السلام ) را به همه عاشقان و شیفتگان آنحضرت تسلیت میگویم .

هرگز تصور نکنید شیطان کارش را انجام داده , تمام دنیا را بهم ریخته و حالا گوشه ای نشسته است . او هنوز هم به دنبال افراد پاک است که مانند زنی که طفلی را حمل میکند , مَحمِلی برای افکار خبیثش شوند . ای جوانان شیعه و محّب اهل بیت بیائید حواسمان را بیشتر جمع کنیم تا مبادا خدای ناکرده فریبمان دهد و توسط ما نقشه های شومش را عملی سازد .

در اینجا یکی از سوالات کتاب "انوار صاحب الزمان" را نقل میکنم . جالب است بدانید این کتاب شریف شامل دویست و پنجاه و هشت سوال مختلف در رابطه با معرفت حضرت صاحب الامر (ارواحنافداه)است که حضرت آیت الله سید حسن ابطحی (دام عزّه)به آنها پاسخ فرموده اند .

انسان چگونه معرفتی نسبت به امام عصر ( ارواحنافداه) میتواند پیدا کند ؟

معرفت نسبت به امام زمان یک مرتبه پائینی دارد که اقلا ما باید این را قبول داشته باشیم و اگر قبول نداشته باشیم تقریبا منکر آن حساب میشویم و آن این است که او را امامی که واجب الاطاعة است بدانیم " مفترض الطاعة"(۱) باید هرچه میگوید گوش کنیم . دوم اینکه او در همین بدن معمولی است , در همین بدن گوشت و پوست و استخوانی است . سوم اینکه احاطه بر تمام مردم کره زمین دارد , حالات همه مردم را میداند . این اقّل معرفتی است که ما باید نسبت به امام زمانمان داشته باشیم .

اکثرش همان آیه شریفه قرآن است " مَثلُ نورهِ کمشکوه فیها مصباح " در تفسیر آیه مبارکه فرموده اند منظور ائمه اطهار هستند در آخر آیه " یهدی الله لنوره من یشاء " امام زمان است .

گاه امام زمان را از بُعد بشری با بشر مقایسه میکنیم که همان است که در بالا اشاره شد اما یک زمان با خدا مقایسه میکنیم لذا باید خدا را بشناسیم تا یک پله پائین تر را که امام زمان است , بتوانیم بشناسیم . در دعای ماه رجب میخوانید :" لافرق بینک و بینهم الا انهم عبادک و خلقک" هیچ جدائی بین تو ای خدا و این ولات امر نیست الا اینکه مخلوق و بنده تو هستند .

(۱)( من لا یحضره الفقیه-ج2-ص584-حدیث3190)

نوشته شده توسط علوی در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 21:41 | لینک ثابت |

رحلت حضرت خاتم الانبیاء , رحمتٌ للعالمین , پیغمبر اکرم و شهادت حضرت امام حسن مجتبی ( صلوات الله علیهما ) را خدمت همه شما تسلیت میگویم .

 هم سو شدن با امواج خروشان قدرت و سیاست در عین جذابیتی که در ظاهر دارد عملا ساده است . اما اگر سرانجام این موج بزرگ ، گودالهای عمیق فاضلاب و منجلاب باشد چطور ؟ ( للحق دوله و للباطل جوله ) باطل فقط جولانی دارد در حالیکه از داخل پوچ و توخالی است و این حق و حقیقت است که باقی میماند  . بعضیها از موضع قدرت دوروزه ای که در دنیا پیدا کرده اند داد و بیداد راه میاندازند و عده ای افراد ساده لوح و از همه جا بیخبر با آنها هم جهت میشوند .انشاءالله در این لحظات پایانی غیبت کبرای حضرت ولی عصر و آغاز ظهور صغری , خدای تعالی مومنین را از لغزشهای ناگهانی و امواج خروشانِ باطل حفظ کند .

 امـام مـجـتـبـى در اثـر خوردن سمّ چهل روز مريض ‍ بودند و افراد مختلفى به عيادتشان مى آمدند.اوّل كـسـى كـه بـه نـزد آن حضرت آمد برادر بزرگوارشان حضرت "حسين بن على " بودند .حضرت ابى عبداللّه الحسين در آخرين روز حيات آن حضرت چشمش به صورت امام مجتبى افتاد ديد رنگ آن حضرت در اثر سمّ "سبز" شده است عرض كرد: برادر چرا رنگتان "سبز" شده است ؟ امام مجتبى به گريه افتادند و دست به گردن حضرت امام حسين انداختند و مدّتى گريه كردند و فـرمـودنـد:اى بـرادر حديثى كه از جدّم رسول خدا در حقّ من و تو رسيده به صحّت پـيوست حضرت ابیعبداللّه الحسين عرض كرد :آن حديث چيست ؟ حضرت مجتبى  فرمودند:رسـول اكـرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود:
در شب معراج وقتى كه در باغهاى بهشت گردش مى كردم از كنار خـانـه هـاى اهـل ايـمـان مـى گـذشـتـم دو قـصـر بـسـيـار مـجـلّل كـه در تـمـام خـصـوصـيـّات مـثـل هـم بـودند در كنار يكديگر ديدم ولى يكى از آنها از "زبرجد سبز" و ديگرى از "ياقوت سرخ " نماسازى شـده بـود بـه جـبـرئيـل گـفـتـم :ايـن دو قـصـر مـال كـيـسـت ؟ او گـفـت :يـكـى مـال امـام حـسـن ( عـليـه السـّلام ) و ديـگـرى مـال امـام حـسـيـن ( عـليـه السـّلام ) اسـت . بـه جـبـرئيـل گـفـتـم :چـرا ايـن دو قـصـرى كـه در هـمـه جـهـت مـثـل هـم انـد در رنـگ آن هـمـه تـفـاوت دارنـد؟ جـبـرئيـل بـه مـن جـوابـى نـداد و سـاكـت مـانـد بـه او گـفـتـم :چـرا حـرف نـمـى زنـى ؟ جـبـرئيـل گـفـت :از شـمـا حـيـا مـى كـنـم كـه حـقـيـقـت را بـگـويـم . گـفـتـم :از تـو سـؤ ال مـى كـنم به حقّ خدا اين را به من بگو. جبرئيل گفت :امّا سبزى قصر امام حسن بخاطر اين است كه آن حضرت را با سمّ مى كشند اثر آن سمّ اين است كه در دم مرگ بدن او سبز مى شود و امّا علّت سرخ بودن قصر امام حسين اين است كه او را با شمشير مى كشند و صورت مباركش از رنگ خون سرش قرمز مى شود. در ايـنـجا امام مجتبى و حضرت ابى عبداللّه الحسين و كسانى كه در آنجا اطراف آنها بودند گريه كردند.(بحارالانوار ج44ص145)

(به نقل از کتاب امام مجتبی علیه السلام ، تالیف استاد عالیقدر آیت الله سید حسن ابطحی )

نوشته شده توسط علوی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 19:16 | لینک ثابت |

بسمه تعالی

علماء چهار ادله حجیت دارند : قرآن , سنت , اجماع و عقل .

عقل میگوید : هر انسانی برای اینکه در یک فن یا هنر یا بطورکلی یک کاری که قبلا انجام نداده و راه انجام دادنش را نیز بلد نیست موفق شود احتیاج مسلم و اجتناب ناپذیر دارد به اینکه : یک فرد صاحب آن فن , صاحب آن تخصص , صاحب آن هنر بیاید و آن کار را به او یاد دهد . هرگز یک آدم نابلد را بعنوان جراح به اتاق جراحی نمیبرند و رگ حیات یک موجود زنده را زیر دستش نمیگذارند و بگویند حالا جراحی کن ! کسی که میخواهد تعمیرکار میکانیکی شود , ابتدا یک دوره کارآموزی زیر دست اوستایش میگذراند . 

استاد تزکیه نفس کسی است که این راه را قبلا رفته با پیچ و خم کار آشناست ، به هدف و مقصد رسیده و میتواند راهنمای کسی باشد که میخواهد همین راه را برود .

اگرکسی مثلا به بقیه بگوید میخواهم به تنهایی قله اورست را فتح کنم به عقلش شک میکنند و میگویند شرط عقل آنست که خود را به کشتن ندهی و با شخص باتجربه که راهنمائیت کند همراه شوی . به همین راحتی معمایی که بعضیها میخواهند با دندان بازش کنند بوسیله دلیل حجیت عقل ثابت شد .

دلیل قرآن و دلیل سنت در این مورد را در ادامه مطالب ملاحظه بفرمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علوی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 0:27 | لینک ثابت |

در طول روز چقدر به مرگ فکر میکنیم ؟ آیا اصلا به آن اعتقاد داریم ؟ اگر به مرگ اعتقاد داریم و میدانیم هر لحظه ممکن است به سراغمان بیاید آیا تصویر روشنی از فضای بعد از مرگ داریم ؟ میدانیم چه اتفاقاتی برایمان خواهد افتاد ؟ آنقدر در آیات و روایات در مورد لحظه خارج شدن روح از جسم و اینکه دقیقا چه اتفاقاتی میافتد توضیح داده شده که براحتی میتوانیم آن فضا را برای خودمان مجسم کنیم و دیگر نه تنها هراس و وحشتی از مرگ نداشته باشیم  بلکه میتوانیم با آن مانوس شویم .

افراد موقع مرگ سه دسته هستند : یک دسته افرادی که اعتقادات خوبی دارند و در دنیا تزکیه نفس کرده و یا مشغول به آن بوده اند . دسته دوم افرادی هستند که اعتقادات خوبی دارند محب خاندان عصمت و طهارت هستند  ولی روحشان را از رذائل اخلاقی پاک نکرده اند . اینها گرچه افراد خوبی هستند ولی چون صفات رذیله دارند نمیتوانند وارد بهشت شوند , در نتیجه بعد از مرگ به خواب فرو میروند و در روز قیامت که به اندازه پنجاه هزار سال طول میکشد باید تزکیه نفس کنند .  دسته سوم شامل کفار و معاندین و کسانی که بطور کلی اعتقادات درستی ندارند میشود که مستقیما روانه جهنم میشوند . یک عده دیگر نیز شامل افرادیست که در این دنیا مستضعف بوده اند یا معلول ذهنی و به اصطلاح عقب افتاده بدنیا آمدند و یا کودکانی که قبل از سن تکلیف از دنیا رفته اند . این عده به خاطر اینکه در دنیا شرایط امتحان دادن را نداشتند , بعد از مرگ خدایتعالی به آنها فرصت میدهد . عینا مثل دانش آموزی که به دلایلی نتوانسته به سر جلسه امتحان بیاید . این افراد نیز  اگر امتحانشان خوب بود به بهشت میروند .

اما دسته اول کسانی که اعتقاداتشان را با صراط مستقیم تطبیق داده اند و به تزکیه و پاک کردن نفسشان از صفات شیطانی مثل حسد , کینه , بخل , غضب بیجا و .... اهمیت داده و مشغول به اینکار شده اند . موقع مرگ وقتی روح از بدنشان میخواهد بیرون بیاید توسط ملکی روحشان قبض میشود . قابض ، روح این شخص مومن را میگیرد تا راهنمائیش کند و او را از سردرگمی و پریشانی حفظش کند .سپس او را با سرعت فوق العاده ای به سمت آسمان چهارم میبرد . در بین راه دو ملک بسیار خوشرو را میبیند که بر او سلام میکنند و بشارت میدهند . این دو ملک همان بشیر و مبشر هستند و همین سلام و بشارت در حکم سوال شب اول قبر این روح مومن است . وقتی به بهشت آسمان چهارم در عالم برزخ رسید همه به استقبالش میایند . فامیلش که پیش از او مرده اند , دوستانش , اهل بهشت , همه به پیشوازش میایند بر او سلام و خوشآمد میگویند و خدایتعالی نیز به او سلام میگوید : سلامٌ قولاَ من ربٍ عظیم .

نوشته شده توسط علوی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 21:33 | لینک ثابت |

دوستانی که به نورالانوار تشریف میآوردند با مطالب من آشنائی دارند . حقایقی که از زبان استادم , محبوبم ، پزشک رحم نوشتم . در آن موقع هرکسی در مورد استادش گفت و حتی خیلی از عزیزان در مورد کسانی که فکر میکردند بعنوان استادالروح تخصص دارند صحبت میکردند . بعضی ها نظرات مراجعشان را مطرح میکردند که معتقدند اصلا اساس تزکیه نفس انجام واجبات و ترک محرمات است . یکی میگفت من خیلی در ارتباط با استاد سعی کردم اما آن فرد مذکور آنقدر همیشه سرش شلوغ بود که هیچوقت نوبت به ما نرسید . حتی بعضیها در قسمت نظرات تبلیغ اساتیدشان را میکردند و خلاصه هرکس به کسی نازد ما هم به تو مینازیم .

اما .... استاد من آن کسی است که تزکیه نفس را منحصر به انجام واجبات و ترک محرمات نمیداند . بلکه معتقد است این کار مقدمه ای برای تزکیه نفس است .

او میگوید تزکیه نفس معنای شاق و دشوار و اصطلاحی ندارد . معنایش این است که اگر میتوانی خودت و اگر نمیتوانی پزشک روح باید به روحت نگاه کنید ببینید چه صفت بدی داری آنرا از بین ببری . هرکس ذره ای صفت رذیله داشته باشد بوی بهشت را حتی نمیتواند استشمام کند . کسی که روحش با این صفات آلوده شده باشد هرگز نمیتواند سنخیت روحی با امام زمانش پیدا کند .

او میگوید یک استاد باید اول خودش راه سیر و سلوک را طی کرده و به مقصد رسیده باشد و بعد به دیگران در این مسیر کمک کند . ( پس اگر کسی معتقد است تزکیه نفس همان انجام واجبات و ترک محرمات است اصلا حقیقت این کار را متوجه نیست . چه رسد به اینکه دیگران بخواهند شاگردش باشند یا از دیگران دستگیری کند ) .

او با استدلال میگوید نمیتوان بر روی هر مسئله ای نام " علم " گذاشت . ما اگر مسلمانیم و میخواهیم واقعا مسلمان باشیم باید بدانیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله " علم " را در یادگیری سه مطلب منحصر فرمود . و هر چیز دیگری که علم نامیده شده کاذب است . و اینکه در روایات میبینید در اعمال شب قدر بهترین کارها "فراگیری علم" است و یا " اگر کسی در راه علم آموزی بمیرد شهید مرده است " و بسیاری از روایات دیگر , فقط همین علم است و آن " علم اعتقادات , یادگیری احکام و تزکیه نفس " است . و استادم این علم را به ما میآموزد .

  او با وجود داشتن مدرک دکترای بین المللی تنها برای یک کتابش , و نیم قرن فعالیت در حوزه دین و تلاشها و تحقیقها و بهره مندی از محضر اولیاء خدا و مراجع عالیقدر و تالیفات متعدد در این زمینه, ( که هرکدام از این القاب در افراد دیگر که باشد آنها را دست نیافتی میکند , طوریکه بادی به غبغب میاندازند و به دیگران حتی نگاه هم نمیکنند ) ، با وجود تمام مشغله ها خودشان را در دسترس مریضهای روحی قرار میدادند  .

هر کدام از ما بابت علوم کاذب که بعضیهایش اصلا لایق علم نامیدن نیست چقدر خرج کرده ایم ؟ حتی بابت دروس دینی و حوزوی ؟! آیا آنها که از این طریق پول درمیاورند به سنت رسول الله عمل کرده اند ؟ ( ولکم فی رسول الله اسوه حسنه ) من اجری از شما نمیخواهم اجر من برعهده خداست . او نیز با اقتدای به پیغمبر اکرم برای این علم حقیقی با تمام زحماتی که برای خودشان و خانواده شان داشت حتی یک تومان از هیچکدام از شاگردانشان پولی نگرفتند .

او تمام کلماتش در جلسات دروس را با استدلالات از آیات قرآن و روایات صحیحه و معتبر پیغمبر اکرم و معصومین علیهم السلام میفرمود و به تمام شاگردانش که شامل صدها نفر عالم و محقق و دارای مدارک عالی هستند و بلکه به تمام کسانی که به تالیفات و مطالب ایشان ایرادی میدیدند میفرمود تحقیق کنید و هر کجا مطلبی دیدید که خلاف آیه یا روایتی است آنرا به من تذکر دهید .

از نوشتن مطالب بالا از محضرش معذرت میخواهم . میترسم آنچه که بعنوان ذره ای از خصوصیات  ایشان نوشتم از نظر عده ای بی احترامی به ساحتش باشد و هست !  در لحظات آخر عمر شریف امیرالمومنین علیه السلام کسی آمد و شروع به سوال پرسیدن کرد ... آیا مقام شما بالاتر است یا آدم ؟ آیا مقام شما بالاتر است یا نوح ؟و ... حضرت علی علیه السلام نیز باندازه قدر درک و فهم مخاطب پاسخ فرمودند . منهم در اینجا قصد ندارم خصوصیات و ویژگیهای استادم و مقامشان که خودم هم درک نکرده ام را ذکر کنم .

نوشته شده توسط علوی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 22:7 | لینک ثابت |

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

 

خدمت دوستان و سروران گرامی خودم سلام میکنم .

اگر خدا بخواهد تصمیم دارم دوباره در خدمت شما باشم .

امیدوارم مثل همیشه بنده را از نظرات خوب و عالی خود بهره مند کنید .

نوشته شده توسط علوی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 0:22 | لینک ثابت |
 
business article