اهل محبّت چگونهاند؟

در روايت دارد «الكبريت الأحمر»مثل اكسير است چيزى است كه يا ظاهرا وجود ندارد يا اگر هست كمياب است. كبريت احمر گردى است كه به مس مىزنند طلا مىشود. آيا شما باور مىكنيد يا ممكن است وجود داشته باشد؟ مىگويند چنين كسى مثل اكسير است كه فقط و فقط روى صميميت، صفا، به خاطر تو، رشد تو، به خاطر پولدار شدن تو كار كند و خودش اصلاً مطرح نباشد. ما چنين افرادى خيلى كم داريم. كه در روايت دارد اگر چنين كسى را پيدا كردى حفظش كن، با او رفيق باش، از دستش نده.«عند الامتحان» در موقع امتحان معلوم مىشود
( از بیانات استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی " روحی فداه" در کتاب سیر الی الله جلد ۳)

او مىگفت:
در يكى از شبهاى تابستان كه فوقالعاده از نظر بدنى خسته ولى از نظر روحى سر حال بودم و با محبوبم، عزيزم، خداى مهربانم، حرف مىزدم و مناجات مىكردم، متوجّه شدم كه در اثر بىمعرفتى، عوض مناجات، او را ندا مىكنم، با او با فرياد حرف مىزنم، اگر چه جوهرهى صدايم به گوش نمىرسد ولى باز هم صدايم را نسبت به نزديك بودن او بلند كردهام، زيرا وقتى او از رگ گردن به من نزديكتر است،هر طور كه با او آهسته هم حرف بزنم، مثل اين است كه در گوش شما فرياد كشيده باشم.
مگر او نفرموده: «وَاذْكُرْ رَّبَّكَ فى نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَّ خيفَةً وَّ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ؟» مگر او نفرموده: «يَعْلَمُ خائِنَةَ الاَْعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ».
پس چرا با او آن چنانكه او فرموده حرف نزنم و به ذكر خفىّ كه به مراتب از ذكر جلىّ در پيشبرد كمالات روحى قويتر است، خود را عادت ندهم؟!
لذا از آن شب به بعد بيشتر اوقات با روحم، با جانم، با قلبم، با خداى عزيز حرف مىزدم و از او حاجت مىخواستم و اظهار عجز و خضوع مىكردم.
تا آنكه كمكم با او مأنوس شدم و او به من لطف زيادترى پيدا كرد و ديگر از من رو نمىگرداند و با تمام كبريائيش به من اعتناء مىكرد و با من حرف مىزد و مرا هدايت مىفرمود.
زيرا فرموده: «يَهْدى مَنْ يَّشاءُ»
«لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا».
«اِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى».
يعنى: هدايت و راهنمائى بشر به عهدهى خدا است.
سپس استاد گفت:
تو فكر مىكنى خداى مهربان، خداى عزيز، خداى محبوب، چگونه با ما حرف مىزند؟ اگر براى تو بگويم كه او دائما با ما حرف مىزند و ما هم دائما به او بىاعتنائى مىكنيم تا جائى كه حتّى ديگر صداى او را نمىشناسيم، خيلى دلت مىسوزد و خود را در حقّ اين محبوب حقيقى ظالم و ستمگر مىشناسى.
{توضیح کامل در کتاب درمحضر استاد ج۲ تالیف حضرت آیت الله سید حسن ابطحی}
خدمت دوستان خوبم سلام عرض میکنم . امیدوارم حال همگی خوب باشه . در این پست یک قسمت از کتاب انوار صاحب الزمان تالیف استاد گرامی جناب آقای دکتر سید حسن ابطحی را برایتان میگذارم . امیدوارم اگر جویای حقیقت هستید این مطلب را بخوانید و نهایت استفاده را انشالله ببرید .
«سؤال صد و هفتادم»
چرا ما درك نمىكنيم كه زمان غيبت چه سختيهايى براى ما دارد؟
پاسخ ما:
اگر دقّت كنيد زمان ما، زمانى است كه از افق آن نور بيرون زده است ولو اينكه براى ما فرقى نمىكند. براى انسان گمشده فرقى نمىكند كه در تاريكى يا روشنايى باشد، روز باشد يا شب باشد چون كه سرگرم دنيا است. مىگويند درندهاى شخصى را دنبال كرد و اين شخص خودش را درون چاهى پرت كرد دستش را به دو تا ريشهى درخت گرفت و آويزان شد نگاه كرد ديد كه ريشههاى درخت را موشها مىجوند تا آن را قطع كنند و اين بيفتد. در همين بين مشغول ليسيدن عسل مختصرى شد كه با خاك مخلوط شده بود و به ديوار چاه ماليده شده بود. شب و روز همان موشهايى است كه ريشهى عمر ما را مىجوند.[1] شيطان و تمام بدبختيها هم دنبال سر ما كردهاند به فكر هيچ علاجى كه نمىافتيم بماند، در چاه هم افتادهايم و مشغول خوردن عسل خاكآلودهى ديوارهى چاه هستيم كه اين دنيا است كه ما را گرفته است. محبّت دنيا و فكر دنيوى و اشتغال به لذّات مادّى ما را مشغول كرده است. گاهى انسان گم مىشود و به دنبال پيدا كردن راه هم نمىرود و مشغول كارى مىشود. شخصى براى من نقل مىكرد كه جمعى گم شده بودند، بچّهاى كه نمىفهميد گم شدن يعنى چه، آن گوشه مشغول گِلبازى بود. ما نمىفهميم گم شدن يعنى چه، همهى معارفمان را از ما گرفتهاند.
خدا لعنت كند آن كسى را كه در خانهى على بن ابيطالب را بست و در خانهى فاطمهى زهرا را آتش زد در رحمت را به روى ما بستند ما اصلاً نمىدانيم چون «تعرف الاشياء بأضدادها»[2] هر چيزى با ضدّش شناخته مىشود تا انسان به مقام عبوديّت و به كمال انسانيّت نرسد نمىفهمد كه چقدر عقب است. ما را چه شده است؟ ما همه انسانيم اگر شما را الان كنار سلمان بگذارند و آنچه كه سلمان مىفهمد شما هم بفهميد، آن وقت مىفهميد كه تا به حال اشتباه مىكردهايد تا روز نباشد شب شناخته نمىشود و تا شب نباشد روز شناخته نمىشود. نمىشود كارى كرد، براى شخصى كه فقط شب را ديده هر چه بخواهند شرح بدهند روز به چه شكلى است، نمىفهمد و براى كسى هم كه هميشه روز را ديده است هر چه بخواهند شب را شرح بدهند، نمىفهمد براى كسانى كه بعد از ظهور امام زمان عليهالسلام زنده باشند و متولّد شوند و در آن زمان باشند هر چه ما بخواهيم شرح بدهيم كه بر ما در زمان غيبت چه گذشت نمىفهمند واقعا نمىفهمند.
[1] ــ كمال الدين ـ جلد 2 ـ صفحهى 592.
بحارالانوار ـ جلد 75 ـ صفحهى 399 ـ قسمتى از قصهى بلوهرويوذاسف.
معراج السعاده ـ صفحهى 263 و 264.
ولادت حضرت نبّی مکرم ، خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم و امام جعفر صادق علیه الصلوه و السلام را خدمت همه دوستان عزیز تبریک عرض میکنم


سرچشمه تمام خوبیها خداست . اگر در کسی صفات خوبی هست که شما را شیفته خودش کرده بدانید این صفات را از خدا دارد .
ائمه اطهار وجه الله خاص الخاص هستند آنها واسطه بین خالق و مخلوقند . هر چه از خوبی و پاکی و علم و قدرت و محبت و .... که امکان داشته خدایتعالی در ارواح مقدس چهارده معصوم قرار داده است . آنها آینه تمام نمای صفات الهی هستند . محبت به آنها محبت به خداست .
اولیاء خدا وجه الله خاص هستند . به مقام معصومین نمیرسند اما در اثر بندگی خدایتعالی به مقامی رسیده اند که صفات کمالیه الهی در آنها جلوه گر است . کلماتشان , نگاهشان , وجودشان , رفتار و اعمالشان انسان را به سمت خدا راهنمائی میکند . اولیاء خدا آنقدر شرح صدر دارند که هرگز اختلاف سطح معنویشان با افراد عادی و گناهکار را بروی آنها نمیاورند . از کلماتشان مشخص است متوجه حقایق عالی هستند اما در بین افراد خانواده مثل انسانهای عادی زندگی میکنند . اگر تمام مصیبتهای دنیا بر سرشان بریزد , وقتی به میان همسر و فرزند و دوستانشان وارد میشوند ابراز نمیکنند . چون معتقدند اگر طرفشان دوست باشد و این مصیبتی که برایشان پیش آمده را به او بگویند ناراحت و محزون میشود و اگر دشمن باشد , از این گرفتاری که پیش آمده خوشحال میشود و هرگز یک انسان عاقل کاری نمیکند که دوستش محزون و دشمنش شاد گردد .
خدایتعالی بر ما منت گذاشت تا بواسطه خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام او را بشناسیم .(بِنا عُرِفَ الله)
اما در این زمان غیبت حضرت بقیه الله روحی فداه ، اگر مرا با استاد مهربان و عالیقدر حضرت آیت الله سید حسن ابطحی آشنا نمیفرمود نه ولایت و معرفت امامم را متوجه بودم و نه محبت پروردگارم و نه اعتقادات درست و صحیحی میداشتم . و انسانی که اینها را نداشته باشد نه دنیا دارد و نه آخرت . امیدوارم خدایی که بر حق است طول عمر با عزت و عافیت به ایشان و هرکس که ایشان دوستش دارند عنایت فرماید . الحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله
