تبليغاتX
نور الانوار

اجرکم الله یا بقیه الله

خدمت دوستان عزیزم سلام عرض میکنم . شهادت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را خدمت همه شما تسلیت میگویم .

ای کاش به قدر ذره ای شفیعه روز جزاء را میشناختیم او که محبتش اکسیر سعادتمندیست و حکمت خدایتعالی است که فرمود " انا اعطیناک الکوثر" کوثر به معنای خیر کثیر و خیلی زیاد است . و حکمت همان خیر کثیر است .

 او که از نظر شیعه و سنی  ذوی القربای پیغمبر است و محبت به او دستمزد زحمات پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و اله است . در ادامه معنی ذوی القربی را از کتاب انوارزهراء تالیف استاد دکتر سید حسن ابطحی میآورم . امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان قرار گیرد . حتما مرا از نظر خود بهره مند بفرمائید .

 

معنى ذوى القربى

     سالها در قم براى كشف چند مسأله‏ى مهمّ شرعى و فقهى كه لازمه‏اش دانستن معنى «ذى القربى» بود، گاه وبيگاه با علماء و فضلاى حوزه‏ى علميّه‏ى قم بحث مى‏كردم. گاهى هم به كتابخانه مى‏رفتم و كتابهاى لغت و تفسير را دقيقا مطالعه مى‏نمودم و خلاصه‏اى از نتائج بحث و مطالعه‏ام را ارائه مى‏دادم.

     آنچه در اين موضوع بايد گفته شود اين است كه:

     معنى «ذى القربى» تقريبا واضح است، ولى علماء براى آنكه مسائل زيادى در فقه مبتنى بر شناخت كامل معنى اين واژه است، درباره‏ى اينكه تا كجا معنى آن دامنه دارد و چه افرادى را شامل مى‏شود، مقدارى بحث مى‏كنند.

     بدون ترديد در تبادر اوّليه، معنى «ذى القربى» به اقوام نَسَبى انسان گفته مى‏شود. زيرا اگر كسى به ديگرى هر مقدار از نظر معنوى نزديك باشد نمى‏گويند كه او با اين فرد قرابت دارد، ولى اگر ديگرى هر مقدار هم كه از نظر روحى و معنوى دور باشد امّا از نظر نَسَبى مختصر ارتباطى داشته باشد، مى‏گويند او با اين قرابت دارد.

     خلاصه از دهها كتاب لغت و صدها حديث و روايت استفاده مى‏شود كه «ذى القربى» تنها به كسانى كه قرابت نسبى با ديگرى دارند گفته مى‏شود.

     به همين جهت است كه به فرزندان حضرت على بن ابيطالب  عليه‏السلام و حضرت فاطمه‏ى زهراء  عليهاالسلام  «ذوى القربى» پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، مى‏گويند.

     شيخ طوسى (رحمة اللّه عليه) در تهذيب.مى‏گويد: «ذوى القربى» پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، حضرت على  عليه‏السلام  و اولاد و ذريّه‏ى آن حضرتند.

     ثعلبى در تفسير آيه‏ى «قُلْ لااَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْرًا اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى». مى‏گويد: ذى‏القربى پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حضرت على و حضرت فاطمه (سلام اللّه عليهما) و ذريّه‏ى اين دو هستند.

    صاحب كتاب «مجمع البحرين» معتقد است كه «ذى القربى» پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كسانى هستند كه به آنها خمس داده مى‏شود، يعنى تمام بنى‏هاشم منظورند.

     و خلاصه قدر مسلّم از «ذى القربى» پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه صدها حديث پشتوانه دارد، حضرت فاطمه  عليهاالسلام  و فرزندانش تا روز قيامت مى‏باشند.

 

نوشته شده توسط علوی در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 12:44 | لینک ثابت |

در مورد حكمت صحبت بفرمائيد و از چه زمانى حكمت به قلب انسان وارد مى‏شود؟

از زمانى كه انسان وارد مرحله‏ى يقظه مى‏شود نم نمى از حكمت بر قلبش مى‏آيد شايد در شبانه‏روز مثلاً يك قطره بشود و اين انسان بايد سدّى در قلبش بسازد كه محكم باشد و اين حكمت در پشت اين سدّ جمع شود تا به خلوص برسد. «من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على  لسانه» در آن وقت كه سدّ پر آب شد از قلب به زبان جارى مى‏شود. دستور است كه صمت داشته باشيد يعنى اين آب حكمت را كم مصرف كنيد بگذاريد كاملاً جمع شود، اگر يك كاسه آب داشتى و ريختى پاى درخت خشكيده هم آب تمام مى‏شود و هم براى آن درخت فايده‏اى ندارد. پيامبر اكرم   صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  را خداى تعالى از زمانى كه خلقش كرد دريا بود امّا براى الگوى ما بودن و ياد دادن به ما، چهل سال صبر كرد تا ما بفهميم نبايد تا كامل نشديم حرف بزنيم. در ارتباط با معنويّات حرف نزنيد، زيادى مصرف نكنيد، پاى هر درخت خشكيده نريزيد. انسان گاه وارد نيست آب را در يك زمين خشك پاى درختان خشك و علف جارى مى‏كند آب را مصرف كرده ولى هدر داده است. اسرار حكمت را به هر كسى نگويند اينها در لابلاى روايات است كه سكوت كنيد و حكمت را پاى هر درخت خشك نريزيد. خداى تعالى به پيامبر   صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  مى‏فرمايد: «انّك لاتهدى من احببت» فاميلت هستند دوست دارى هدايت شوند ولى اينها مثل درخت خشك مى‏مانند كه تو آب حكمت را هدر داده‏اى.

     اگر كسى به آن مرحله از پاكى رسيد و چهل روز خودش را در اين مرحله قرار داد، يعنى مقدّمات را انجام داد و چهل روز خالص شد «من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه».

    آن وقت ارزش دارد. الهاماتى كه به او مى‏شود، سخنى كه او مى‏گويد ارزش دارد و از قلبش به زبانش حكمت جارى مى‏شود مانند لقمان كه خداوند مى‏فرمايد: «ولقد آتينا لقمان الحكمة» حكمت را به لقمان ما عنايت  كرديم. حكمت لقمان تعليمات سقراط و افلاطون و امثالهم نبود تعليمات الهى بود.  ( سیر الی الله ج4 تالیف حضرت استاد آیت الله سید حسن ابطحی )روحی فداه

بنفسی انت یا تالی کتاب الله و ترجمانه

نوشته شده توسط علوی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 14:46 | لینک ثابت |
 
business article