خدمت همه شما دوستهاي خوبم سلام عرض ميكنم .
دفعه قبل چون مطلب طولاني ميشد گفته بودم همه اش را نمينويسم . اما انشالله اين را ديگر بعنوان مطلب آخر در اين خصوص از بنده حقير بپذيريد .
همانطور كه در احكام بايد از مرجع تقليد پيروي كنيم ، خب طبعا براي تزكيه نفس كه سنگينتر از مسائل و احكام فقهي است هم بايد به مرجعي اقتدا شود . حالا..
قضيه حضرت موسي و خضر كه دفعه قبل برايتان مثال زدم خيلي در اين زمينه راهنمائيمون ميكنه و راه جلويمان باز ميكند . مثلا چي ؟
اول : بايد پيدا كردن استاد با راهنمائي خدا باشد .چون سر اين راه راهزنها و شيادهاي زيادي هستند . هركار كه خدا براي هدايت بنده هايش به سمت خودش كرده ، آنها هم براي هدايت به سمت شيطان آن كارها را ميكنند . يعني شيطان هم اوليائي دارد كه به آنها وحي ميكند . پس خيلي مراقب باشيد !
دوم : نبايد در انتخاب استاد و پيدا كردنش ، شخصيت خودتان را رعايت كنيد ! يعني چي ؟ آخر وقتي آدم ميفهمد كه روحش فلان مرض را دارد و علاجش هم دست كسي است كه به صورت ظاهر كم شخصيت می باشد ، بايد خيلي مؤدب و خاضع از او راهنمائي بخواهد ! بعبارت ديگر نگويد من رئيس فلان اداره ام بيايم بروم پيش اين آقايي كه هيچ منصبي ندارد و.... حضرت موسي با وجود اينكه پيامبراولوالعزم است و در ظاهر از نظر كمالات روحي بالاتر از او كسي پيدا نميشود، در عين حال خيلي خاضعانه و فروتن به حضرت خضر ميگويد : من ميتوانم پيرو تو باشم ؟ و البته او هم با بي اعتنائي ميگويد : تو نميتواني در كنار من صبر كني !
سوم : اگر شما استاد خوب و الهي پيدا كرديد بايد صد در صد تسليمش باشيد .همانجور كه حضرت موسي بايد حتي در مقابل كارهاي ظاهراً غلط استادش صبر ميكرد و حرف نميزد .
چهارم : اگر شاگرد جلوي اعمال چنين استادي اعتراض كرد ، استاد حق دارد او را براي هميشه طرد كند .مثل حضرت خضر كه به موسي گفت : حالا كه نتوانستي در مقابل اعمال من صبر كني ديگر نميتواني با من باشي .
و اما اين كه استاد چه كسي بايد باشد ؟
يقين بدانيد همانطور كه خودم تا وقتي تاييديه حضرت رضا روحي فداه بدستم نيامد كسي قبولم نكرد ! من هم هيچوقت كسي را به شما با اسم معرفي نميكنم ! چون مسئله فقط روضه گوش دادن و گريه كردن و امثال اينها نيست! آن كسي كه ائمه اطهار شما را به سَمتش هدايت مي كنند ولّي خدا است ، گوش خدا است ، چشم خدا است ، زبان خدا است ، درست است كه اينها اوصاف ائمه اطهار است ، اما دوست خوب من جانم برايت بگويد ! اولياء خدا چون به كمالات رسيده اند دلشان مثل يك آئينهء شفاف صفات ائمه اطهار را در خودش منعكس كرده .
منظورم را متوجه شدي ؟ بخاطر همين هر صفتي كه معصومين دارند اين شخص هم باندازه ظرفيتي كه در مدت تزكيه نفسش كسب كرده و ميكند در روحش دارد . يعني حسود نيستند ، بخل ندارند ، حق مردم را زايل نميكنند و......
حالا اصلا چرا بگوييم استاد ؟ ميگوييم پزشك روح . اينطوري بهتر شد نه ؟ شما خيلي راحت ميتوانيد اين را با پزشك جسم مقايسه كنيد . و كار مهمي كه ميكند را درك كنيد .
ما چقدر در دنيا با اين بدن خاكي زندگي ميكنيم ؟ واسه اينكه چونه نزنيم ميگوييم نهايت صد و پنجاه سال ! روح چقدر عمر دارد ؟
در قرآن گفته شده در بهشت " هم فيها خالدون " در جهنم هم براي جهنميها همينطور.
يعني الي الابد روح هست . شما اگر جسمت هر مرضي هم داشته باشد ، تا وقتي گرفتار آن سختي و مشكل و نقص هستي كه در اين دنيا زندگي ميكني . با مُردن انسان راحت ميشود ! اما مريض روحي ( يعني كسي كه صفات زشت مثل بخل ، حرص ، جاه طلبي ، هواي نفس ، سستي و تنبلي ، حسد ، نمامي و.... را دارد ) ، موقع مُردن اول دردسر است .
حالا پزشك روح چكار ميكند ؟ اول مرض روحي را تشخيص ميدهد . بعد دوايش از آيات و روايات ( رياضت شرعي ) بر اساس روحيات شخص خودتان نسخه ميكند ميدهد دستتان . (مثلا نگاه ميكند كه عوارض جانبي نداشته باشد و.. ). بعد هم رهايتان نميكند چون تاييد شدهء معصومين است به او اين قدرت را ميدهند كه بر روح شما مسلط باشد و تربيتتان كند .! حواسش بهتان هست كه از صراط مستقيم خارج نشويد . منحرف نشويد ، به چپ و راست متمايل نشويد ، و وقتي ديد آن مرض از شما برطرف شده جهت ديگر را معالجه ميكند آنچه كه مهم است اين است كه شما بدانيد استادتان هر چي به شما ميگويد فقط نفع شما را منظور ميكند بدون اينكه چيزي در ازايش بخواهد . اينطوري اگر باندازه اين سرِ كره زمين تا آن سر ! از او دور باشيد ، او كار خودش كه راهنمائي و مواظبت از انحراف روحتون است را بخوبي انجام ميدهد . مسئله دو دو تا چهار تا است ! خيلي واضح !
دوست من ؛ حالا متوجه مقام پزشك روح شدي ؟
از قديم گفته اند ملّا شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشكل !
حالا نكته آخر : من خودم اين كار را كردم و نه تنها مشكلي پيدا نكردم ، بلكه علاوه بر پيشرفتي كه بحمدلله شاهدش هستم ، هر چي معرفتم به استادم بيشتر ميشود ، بيشتر بهش ارادت پيدا ميكنم . تو هم اگر مايلي بهت پيشنهاد ميكنم از اين تجربه كه داشتم گذرا رد نشوي .
وقتي تصميم گرفتم به كمالات روحي برسم متوسل به "امام عصر " شدم . و پي استاد ميگشتم ، اگر كسي سر راهم قرار ميگرفت ، اول او را به عنوان اينكه از دائره كلمات " خاندان عصمت و طهارت " تجاوز ميكند يا نه امتحان ميكردم . اگر تجاوز نميكرد ، باز متوسل ميشدم كه نكند شياد باشد و از راه منحرفم كند . تا وقتي كه مطمئن شدم مورد رضايت خدا است . براي اتمام حجت گفتم خدايا من راه ديگري براي انتخاب استاد ندارم ! اگر اشتباه ميكنم خودت نجاتم بده . خلاصه با توكلت علي الله خودم را تسليم استاد نازنينم كردم و راهنمائيهايش استفاده كردم و ميكنم .
كسي كه از خواب غفلت بيدار بشود و حقيقت تزكيه نفس را درك كند و با جدّيتِ تمام قدم در اين راه بگذارد ، اگر حتي دو روز از اين تحولش گذشته باشد و بميرد و از دنيا برود ، خدا او را تزكيه اش ميكند . مثل شهداء . كه به قول يكي از خوانندگان محترم يك شبه ره صد ساله رفتند ، براي اين شخص هم همينطور است . اما شايد خدا خواست و تقديرتان اين بود كه سالها در دنيا زندگي كنيد !
گرگ اجل فتاده به گله يكايك ميبرد***اين گله را نگر كه چه آسوده ميچرد (درمثل مناقشه نيست)خوب مشغول شو ، نفست را پاك كن ، مقامت از شهداء هم بالاتر ميرود ، از صديقين و صالحين باش ! از آنهايي كه "والعصر، ان الانسان لفي خسر الا الذين امنوا و عملوا الصالحات" قسم به عصر . همه در خسران و زيان و ضررند ! مگر آنهايي كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ! عمل صالح يقين بدانيد همين تزكيه نفس است . چه عملي از اين صالح تر . لحظات عمر سرمايه ايست كه اگر از آن خوب استفاده نكنيم هر لحظه دارد از دستمان ميرود .
والسلام
خوب حالا شما نظرتون درباره اين مطالبي كه نوشتم چي هست ؟

