تبليغاتX
نور الانوار

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

" قلنا اهبطوا منها جميعاً فَاِمّا يَاتيَنّكم منّي هديً فَمَن تَبِعَ هُداي فلا خوفٌ عليهم و لا هم يَحزنون"  ( بقره / 38 )

ما ( به آدم و همسرش و شيطان ) گفتيم : از بهشت همه تان پائين بياييد و اگر هدايتي از طرف من براي شما آمد ، پس كساني كه از هدايت من پيروي كنند ، خوفي براي آنها نبوده و آنها محزون نميشوند .

دوستان خوبم سلام . نميدانيد چقدر لحظه شماري ميكردم كه بتوانم دوباره (با همان نوشته هاي ثقيل !!! ) كه البته سعي ميكنم اصلاحش كنم ! در خدمتتان باشم .

عزيزانم ، در روايات هست كه حضرت آدم فقط هفت ساعت در بهشت ماند . و بعد از آن بخاطر آنكه فريب خورد ، خداي تعالي به او و حضرت حوا و شيطان فرمود همگي شما هبط شديد . بعضيها فكر ميكنند بهشت حضرت آدم در آسمان بود . و وقتي پائين آمدند يعني روي زمين آمدند . نه ! از روايات اينطور برميايد كه خدايتعالي براي حضرت آدم و حوا جايي را در روي زمين مرتب و آماده كرده بود ، و آنچه كه لازم داشتند را برايشان قرار داد ، كه نه برهنه بشوند و نه گرسنه . و اين همان بهشت آنها بود . كه البته جريان اغوا شدن حوا و بعد آدم را همه شما بخوبي ميدانيد . اما موضوع اينجاست كه تنها خوردن چند دانه گندم ايراد كار نبود ! اگر در يك مهماني ، يك نفر از بشقاب بغل دستي اش يك قاشق برنج بردارد ، آنقدر كارش زشت است كه مثلا آنچه كه دارد را ازش بگيرند ؟! نه . آنچه كه مهم است روحيه حرص و طمع است . براي همين خداي مهربان ميفرمايد همگي شما از بهشت هبط شديد ، بخاطر اين حرص و طمعي كه نشان داديد ، خودتان را پست كرديد .

حرص انسان را پست ميكند ، مقام و ارزشش را پائين مياورد . مخصوصا اگر از طرف آدمي باشد كه پدر همه انسانها است . سپس ميفرمايد : " اگر هدايتي از طرف من براي شما آمد ، از آن پيروي كنيد " ، هدايت فقط مخصوص خدا است . مطمئنا و يقينا اقطاب صوفيه و دراويش و غيره منظور نيستند . حتي به پيغمبر اكرم ميفرمايد ، تو نميتواني كساني را كه دوستشان داري هدايت كني . يكي از اسماء خدا ، هادي است . اما واسطه هايي قرار داده كه راهنمائيمان كنند و هميشه در روي زمين حاضر باشند . به همين خاطر ، اولين انساني كه پا بر زمين گذاشت پيغمبر بود ، و آخرين كسي كه از دنيا ميرود هم حجت خدا است . در روايات هست كه اگر فقط دو نفر روي زمين باقيمانده باشند ، حتما يكي از آنها حجت خدا است . اينها فرستادگان الهي هستند كه اگر انسان از آنها پيروي كند ، هيچوقت نميترسد و هرگز ناراحت و محزون نميشود . در زمان ما ، حضرت بقية الله روحي فداه ، حجت خدا است . هر كس كه پيرو و شيعه حقيقي او باشد ، به مقام اولياء خدا ميرسد كه ميفرمايد ( اَلا اِن اولياءَ الله لا خوف علَيهم و لا هُم يحزنون ، اولياء خدا هيچ ترسي ندارند و هيچوقت محزون نميشوند ) . ترس و حزن نشانه نقص انسان است . ترس از بي پولي ، ترس از صاحبخانه ، ترس از اينكه مبادا رئيسش از كار اخراجش كند ، ترس از مريضي ، ترس از بي كسي و .... اينها را ديگر ندارد .

سلمان فارسي نمونه يك ولّي خدا است . در جنگ خندق وقتي پيشنهاد حفر خندق را داد ، يك عده از اصحاب اعتراض كردند ، گفتند اين فارس آمده و به ما دستور ميدهد و ميخواهد به ما كار ياد بدهد ، پيغمبر اكرم فرمود از اين به بعد به او بگوييد سلمان محمدي ( صلي الله عليه و اله و سلم ) ، او آمده و فاني در ما شده ، متخلق به اخلاق ما شده ، صفات حميده پروردگار متعال را در خودش منعكس كرده . و بعد از شهادت پيغمبر اكرم " ارتدّ الناس بعد النبي الا ثلاث يا الا خمسه " همه مردم مرتد شدند بجز سه نفر يا در جاي ديگر پنج نفر ، و در تمام آنها سلمان نفر اول است و در همه روايات اسمش هست .

در شرح حال سلمان ، مرحوم حاجي نوري صاحب نجم الثاقب ، كتابي دارد به اسم " نَفَس الرحمان في احوال سلمان " ، و خصوصياتي را براي ايشان نوشته كه ذائقه هركسي شايد نتواند هظمش كند . در اين كتاب نوشته وقتي سلمان را براي حكومت مدائن فرستادند ، مردم مدائن تشريفاتي را براي ورود استاندار جديد تدارك ديدند . ديدند يك پيرمردي سوار بر الاغ دارد ميايد ، ازش پرسيدند آقا شما كاروان استاندار ما كه با خدم و حشم دارد ميايد را نديديد ؟ گفت نه من اين تشريفاتي كه شما ميگوييد را نديدم ، بعد كه آمد و مردم متوجه شدند ، از بي تكلف بودن ايشان خيلي تعجب كردند . نه سربازي نه ارتشي نه محافظي هيچي ! گفت : مسجد براي محل استانداري جاي خوبي است . اگر كاري هم داشتيم خادم مسجد هست . مردم هم ايمانشان خوب است . بگوييد مغازه هايشان را باز بگذارند . شب كه شد ، دزدها ريختند و تا توانستند دزديدند . فردايش اينها را صدا زد باهاشون صحبت كرد گفت از خدا بترسيد . ولي خوب اگر ميخواستند بترسند كه دزدي نميكردند ! و دوباره كار خودشان را تكرار كردند . بعد حضرت سلمان ، نامه اي نوشت و بدست خادم مسجد داد . گفت اين را ببر بيرون شهر و بگذار جلوي سگي كه فلان مشخصات را دارد و آنجاست . او هم اين كار را كرد . سگ مثل آنكه دارد نامه را ميخواند ، بقيه سگها را هم خبر كرد و همگي به طرف دزدها حمله كردند و از شهر بيرونشان كردند . اين معناي ولايت تكويني است . اولياء خدا ولايت تكويني دارند . آصف بن برخيا هم ولّي خدا است او فقط مقداري از علم كتاب را داشت و توانست تخت بلقيس را از شش ماه راه با فاصله يك چشم برهم زدن نزد سليمان حاضر كند .                                       

دوستان خوبم انسان براي اينكه از همين دنيا وارد بهشتش بشود ، بايد از اولياء خدا بشود .

حضرت آدم را خدا دوستش داشت كه تنبيهش كرد . شايد كسي بگويد خوب چند تا دانه گندم كه چيزي نيست ! بله ! اما اگر چيزي به رويش نمياوُرد ، دفعه بعد اشتباه بزرگتري ميكرد .ولي بعد از توبه اي كه كرد ، و موقع مرگ دوباره همان آدم قبلي بود .

                خلاصه اينكه اي شيعيان علي بن ابيطالب ! خودتان را دست كم نگيريد .

                                     به روحتان اهميت بدهيد و آنرا بسازيد .

دوستان خوبم ، براي عيدالزهرا ء ( سلام الله عليها ) نميتوانم در خدمتتان باشم . به همين خاطر پيشاپيش خدمت همه تان تبريك عرض ميكنم . اميدوارم در اين روز عزيز و مبارك عيدي همه سادات و محبان و بلكه جامعه بشريت ، ظهور مهدي آل طه را عنايت بفرمايند .

نوشته شده توسط علوی در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 19:3 | لینک ثابت |
 
business article