در مورد حكمت صحبت بفرمائيد و از چه زمانى حكمت به قلب انسان وارد مىشود؟
از زمانى كه انسان وارد مرحلهى يقظه مىشود نم نمى از حكمت بر قلبش مىآيد شايد در شبانهروز مثلاً يك قطره بشود و اين انسان بايد سدّى در قلبش بسازد كه محكم باشد و اين حكمت در پشت اين سدّ جمع شود تا به خلوص برسد. «من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه» در آن وقت كه سدّ پر آب شد از قلب به زبان جارى مىشود. دستور است كه صمت داشته باشيد يعنى اين آب حكمت را كم مصرف كنيد بگذاريد كاملاً جمع شود، اگر يك كاسه آب داشتى و ريختى پاى درخت خشكيده هم آب تمام مىشود و هم براى آن درخت فايدهاى ندارد. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله را خداى تعالى از زمانى كه خلقش كرد دريا بود امّا براى الگوى ما بودن و ياد دادن به ما، چهل سال صبر كرد تا ما بفهميم نبايد تا كامل نشديم حرف بزنيم. در ارتباط با معنويّات حرف نزنيد، زيادى مصرف نكنيد، پاى هر درخت خشكيده نريزيد. انسان گاه وارد نيست آب را در يك زمين خشك پاى درختان خشك و علف جارى مىكند آب را مصرف كرده ولى هدر داده است. اسرار حكمت را به هر كسى نگويند اينها در لابلاى روايات است كه سكوت كنيد و حكمت را پاى هر درخت خشك نريزيد. خداى تعالى به پيامبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: «انّك لاتهدى من احببت» فاميلت هستند دوست دارى هدايت شوند ولى اينها مثل درخت خشك مىمانند كه تو آب حكمت را هدر دادهاى.
اگر كسى به آن مرحله از پاكى رسيد و چهل روز خودش را در اين مرحله قرار داد، يعنى مقدّمات را انجام داد و چهل روز خالص شد «من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه».
آن وقت ارزش دارد. الهاماتى كه به او مىشود، سخنى كه او مىگويد ارزش دارد و از قلبش به زبانش حكمت جارى مىشود مانند لقمان كه خداوند مىفرمايد: «ولقد آتينا لقمان الحكمة» حكمت را به لقمان ما عنايت كرديم. حكمت لقمان تعليمات سقراط و افلاطون و امثالهم نبود تعليمات الهى بود. ( سیر الی الله ج4 تالیف حضرت استاد آیت الله سید حسن ابطحی )روحی فداه

